مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی در عمر پربرکت 98 ساله خود، موفق به انجام کارهائی شدند، که یقیناً از عهده افراد عادی و غیر الهی خارج می باشد، و اگر عنایات الهی و توجهات خاصه حضرت ولی عصر(عج) نبود، هرگز چنین توفیقاتی نصیب ایشان نمی گشت.
ایشان به خاطر روحیه ظلم ستیزیشان در اراک علاقه خاصی به مبارز مجاهد مرحوم آیت الله آقا نورالدین اراکی داشتند، و علی رغم آن مرتبه والای قداست و معنویتی که داشتند و علی رغم اینکه غرق در مسائل علمی و تدریس و رسیدگی به مسائل حوزه و سایر نیازهای جامعه بودند اما مسائل سیاسی جامعه را هم از نظر دور نمی داشتند.
در هر مناسبتی با کمال شجاعت و شهامت و بدون هیچ پروائی از پیامدهای اقدامشان آنچه را تشخیص می دادند انجام می دادند. بهترین نمونه اش اولین اعلامیه هائی بود که در شروع نهضت صادر نمودند. در صادر کردن اعلامیه ها و انجام مجالس سخنرانی و مقابله با دستگاه پیشقدم بودند. و همه به خاطر دارند که اولین حرکتی که رژیم طاغوت علیه روحانیت و حوزه شروع کرد جسارتی بود که به مجلس عزاداری ایشان که در مدرسه فیضیه تشکیل شده بود انجام داد. اما سخت ترین و مشکل ترین روزهای زندگی سیاسی و اجتماعی آن بزرگ مرجع، پس از تبعید امام بود که مسائل و مشکلات داخلی و خارجی فوق العاده پیچیده و تصمیم گیری و اجرای تصمیمات مشکل تر و غیر قابل عمل و اجرا بود. اما ایشان با استمداد از حضرت بقیة الله الاعظم در تمام این مسائل سیاسی موضع گرفتند.
به فرمایش آیت الله امامی : « وقتی امام در تبعید بودند نفس کشی در ایران نبود تنها صدایی که از حلقومی برمی خواست صدای ایشان بود. » و به فرمایش رهبرانقلاب : « آن بزرگوار یکی از استوانه های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به شمار می آید در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگین سالهای تبعید امام مواردی پیش می آمد که صدای این مرد بزرگ تنها صدای تهدید کننده ای بود که از حوزه علمیه قم برخاست و به نهضت شور و توان بخشید.»