يکي از اعضاي هيئت امناي مسجد مقدّس جمکران، که بيش از بيست سال است که توفيق خدمت به اين مسجد را دارد، چنين نقل مي کند:
«دقيقاً خاطرم نيست که سال 51 بود يا 52. شب جمعه اي بود و من طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم. جلوي ايوان مسجد قديمي، کنار مرحوم حاج ابوالقاسم ـ کارمند مسجد که داخل دکه مخصوص جمع آوري هدايا بود ـ نشسته بودم. نماز مغرب و عشا تمام شده بود و جمعيت کم و بيش مشرف مي شدند. ناگهان خانمي جلو



کرامت حضرت مهدی