حكيمه خاتون مى گويد:هرگاه خدمت امام عسكرى (ع)مى رسيدم، براى او دعا مى كردم كه خداوند فرزندى به او عطاكند تا آنكه غروب روز پنج شنبه چهاردهم ماه شعبان سال255. هـ ق نزد امام عسكرى (ع)رفتم و طبق روال گذشته دعا كردم كه خدا به تو فرزندى عطا كند. وقتى شب فرا رسيد، به كنيزم گفتم جامه ام را بياور تا به منزل بازگرديم، امام عسكرى (ع)فرمودند: عمه جان، امشب نزد ما بمان، زيرا در اين شب فرزند مباركى متولد مى شود كه زمين مرده را حيات بخشيده زنده مى كند. عرض كردم: اين فرزند با بركت ازكدام كدبانو متولد خواهد شد



