با توجه به سفارشات اكيد قرآن و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر مراعات احترام اهلبيت عليهمالسلام و نيز لزوم محبت داشتن نسبت به آنان، كه كشش باطنى به سوى آنان در پاكان عالم است، دشمنان اهلبيت عليهمالسلام از اين مسئله رنج مىبردند و در كم رنگ كردن آن نهايت تلاش خود را مىنمودند كه در ماجراى غصب فدك به چند صورت جلوه كرد:
1. از اينكه به احترام اهلبيت عليهمالسلام خداوند حق خاصى را به آنان داده باشد ابا داشتند. آنها با بخشودهى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به دليل اينكه بعنوان ذوىالقربى به حضرت زهرا عليهاالسلام داده شده بود مخالفت داشتند، و به هيچ عنوان نمىخواستند مسئله به صورت عظمت اهلبيت عليهمالسلام مطرح شود و منظور پاك كردن گوشهاى از اين عظمت بود كه در اختصاص فدك به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سپس به دختر او جلوه مىكرد.
2. مسئلهى رضا و غضب اهلبيت عليهمالسلام و مساوى بودن آن با رضاى پروردگار از اصولى بود كه بطور جدى به مبارزه با آن برخاسته بودند. همچنين اذيت فاطمه عليهاالسلام كه بعنوان اذيت خدا و رسول مطرح بود در ليست برنامههاى آنان بود.
اقدام به غصب فدك از يك سو، ايجاد نارضايتى و غضب فاطمه عليهاالسلام بود و از سوى ديگر آزار دادن آن بانوى بزرگ، و اين هدفى بود كه غاصبين با يك برنامه به هر دوى آنها دست مىيافتند. عمر در سخنانش بارها اين مطلب را مطرح كرده كه ناراحت شدن يك زن مسئلهى مهمى نيست تا روى آن حساب شود! آنان مىخواستند نشان دهند كه عمداً اقدام به اذيت فاطمه عليهاالسلام نمودند و او را به غضب درآوردند. ولى ثمرهى كارشان با برنامههاى اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهماالسلام خنثى شد و طورى شد كه علناً به معذرتخواهى آمدند.
3. مودت و محبت نسبت به آل پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در دين اسلام موضوعيت تمام دارد بطورى كه هيچ عملى بدون آن مورد قبول نيست. اصحاب صحيفه و سقيفه در صدد الغاى اين شرط از اسلام و رواج اسلام بىولايت و محبت اهلبيت عليهمالسلام بودند. يكى از مواردى كه اين هدف به ظهور رسيد مسئلهى فدك بود. پيداست كه اگر مردمى محبت اهلبيت پيامبر خود را داشته باشند نه تنها اموال او را نمىگيرند بلكه اموال خود را هم در اختيار او قرار مىدهند.
بقول اميرالمؤمنين عليهالسلام، در زير آسمان فقط يك سرمايه از آنِ زهرا عليهاالسلام بود و آن هم فدك. تمام چشمها به همين ملك فاطمه عليهاالسلام دوخته شد. گويا به يادشان نمىآمد كه جا دارد از اموال خود تقديم آنحضرت نمايند و محبت خود را اظهار كنند. اولين معناى غصب فدك بىمحبتى نسبت به خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود، و اين همان بود كه غاصبين دقيقاً در پى آن بودند.
1. از اينكه به احترام اهلبيت عليهمالسلام خداوند حق خاصى را به آنان داده باشد ابا داشتند. آنها با بخشودهى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به دليل اينكه بعنوان ذوىالقربى به حضرت زهرا عليهاالسلام داده شده بود مخالفت داشتند، و به هيچ عنوان نمىخواستند مسئله به صورت عظمت اهلبيت عليهمالسلام مطرح شود و منظور پاك كردن گوشهاى از اين عظمت بود كه در اختصاص فدك به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سپس به دختر او جلوه مىكرد.
2. مسئلهى رضا و غضب اهلبيت عليهمالسلام و مساوى بودن آن با رضاى پروردگار از اصولى بود كه بطور جدى به مبارزه با آن برخاسته بودند. همچنين اذيت فاطمه عليهاالسلام كه بعنوان اذيت خدا و رسول مطرح بود در ليست برنامههاى آنان بود.
اقدام به غصب فدك از يك سو، ايجاد نارضايتى و غضب فاطمه عليهاالسلام بود و از سوى ديگر آزار دادن آن بانوى بزرگ، و اين هدفى بود كه غاصبين با يك برنامه به هر دوى آنها دست مىيافتند. عمر در سخنانش بارها اين مطلب را مطرح كرده كه ناراحت شدن يك زن مسئلهى مهمى نيست تا روى آن حساب شود! آنان مىخواستند نشان دهند كه عمداً اقدام به اذيت فاطمه عليهاالسلام نمودند و او را به غضب درآوردند. ولى ثمرهى كارشان با برنامههاى اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهماالسلام خنثى شد و طورى شد كه علناً به معذرتخواهى آمدند.
3. مودت و محبت نسبت به آل پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در دين اسلام موضوعيت تمام دارد بطورى كه هيچ عملى بدون آن مورد قبول نيست. اصحاب صحيفه و سقيفه در صدد الغاى اين شرط از اسلام و رواج اسلام بىولايت و محبت اهلبيت عليهمالسلام بودند. يكى از مواردى كه اين هدف به ظهور رسيد مسئلهى فدك بود. پيداست كه اگر مردمى محبت اهلبيت پيامبر خود را داشته باشند نه تنها اموال او را نمىگيرند بلكه اموال خود را هم در اختيار او قرار مىدهند.
بقول اميرالمؤمنين عليهالسلام، در زير آسمان فقط يك سرمايه از آنِ زهرا عليهاالسلام بود و آن هم فدك. تمام چشمها به همين ملك فاطمه عليهاالسلام دوخته شد. گويا به يادشان نمىآمد كه جا دارد از اموال خود تقديم آنحضرت نمايند و محبت خود را اظهار كنند. اولين معناى غصب فدك بىمحبتى نسبت به خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود، و اين همان بود كه غاصبين دقيقاً در پى آن بودند.
پاورقي موجود نمي باشد.


