یا مجیر



گزارش منجم و خواب هولناک نمرود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

در سرزمین بین النهرین (۸۹) ، شهرى زیبا و پر جمعیت به نام بابل قرار داشت که روزگارى اسکندر آن را پایتخت ناحیه شرقى امپراطورى خود نمرود بود و طاغوتى دیکتاتور به نام نمرود فرزند کوش بن حام آن جا سلطنت مى کرد.
بابل پایتخت نمرود، غرق در بت پرستى و انحرافات مختلف و فساد بود. هوسبازى ، شرابخوارى ، قمار، آلودگیهاى جنسى ، فساد مالى و هر گونه زشتى ، از در و دیوار آن مى بارید.
مردم در طبقات گوناگون زندگى مى کردند و در مجموع به دو طبقه زیر دست و زبر دست تقسیم شده بود و حاکم خودپرستى که سراسر زندگیش ‍ در تجاوز، فساد و انحراف خلاصه مى شد، بر آن مردم فرمانروایى مى کرد. محیط از هر نظر تیره و تار بود و شب ظلمانى گناه و آلودگى بر همه جا سایه افکنده بود و در انتظار صبح سعادت بسر مى برد.
نمرود علاوه بر بابل ، بر سایر نقاط جهان نیز حکومت مى کرد. چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود: (( چهار نفر بر سراسر زمین سلطنت کردند؛ دو نفر آنها، از مومنان به نام سلیمان بن داوود و ذوالقرنین ، و دو نفر دیگر آنها از کافران ، به نام نمرود و بخت النصر (۹۰) بودند.
خداوند به مردم ستمدیده و رنج کشیده بابل لطف کرد و اراده نمود تا رهبرى صالح و لایق به سوى آنها بفرستد و آنها را از چنگال جهل و نادانى و بت پرستى و طاغوت پرستى نجات دهد و از زیر چکمه ستمگران نمرودى رهایى بخشد. آن رهبر صالح و لایق ، همان ابراهیم خلیل بود که هنوز چشم به جهان نگشوده بود.
عموى ابراهیم به نام آزر، از بت پرستان و هواداران نمرود بود و در علم نجوم و ستاره شناسى اطلاعات وسیع داشت و از مشاوران نزدیک نمرود به شمار مى آمد.
آزر با استفاده از علم ستاره شناسى چنین فهمید که امسال پسرى چشم به جهان مى گشاید که سرنگونى رژیم نمرود به دست او است . او بى درنگ خود را به محضر نمرود رسانید و این موضوع را به نمرود گزارش داد.
عجیب اینکه در همین وقت (همزمان ) نمرود نیز در عالم خواب دید که ستاره اى در آسمان درخشید و نور آن بر نور خورشید و ماه چیره گردید.
پس از آن که نمرود از خواب بیدار شد، دانشمند تعبیر کننده خواب را به حضور طلبید و خواب خود را براى آنها تعریف کرد. آنها گفتند؛ تعبیر این است : (( به زودى کودکى به دنیا مى آید که سرنگونى حکومتت به دست او انجام مى شود. ))
نمرود بر اثر گزارش منجم و دانشمند تعبیر کننده خواب ، به وحشت افتاد و بسیار نگران شد. منجمین و دانشمندان تعبیر کننده دیگر خواب را حاضر کرد و با آنها نیز به مشورت پرداخت . سرانجام نمرود اطمینان یافت که گزارشات درست است . اعصابش خرد شد و وحشت و نگرانیش افزایش ‍ یافت ، و اضطراب و دلهره ، تار و پود وجودش را فرا گرفت .

 

حاضرین در سایت

ما 57 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

قطعه ایی از بهشت

You must have Flash Player installed in order to see this player.

تبادل لینک

صفحه اصلی پيامبران اولولعزم حضرت ابراهیم گزارش منجم و خواب هولناک نمرود