یا مجیر



داستانهاى حضرت ابراهيم عليه السلام

گزارش منجم و خواب هولناک نمرود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

در سرزمین بین النهرین (۸۹) ، شهرى زیبا و پر جمعیت به نام بابل قرار داشت که روزگارى اسکندر آن را پایتخت ناحیه شرقى امپراطورى خود نمرود بود و طاغوتى دیکتاتور به نام نمرود فرزند کوش بن حام آن جا سلطنت مى کرد.
بابل پایتخت نمرود، غرق در بت پرستى و انحرافات مختلف و فساد بود. هوسبازى ، شرابخوارى ، قمار، آلودگیهاى جنسى ، فساد مالى و هر گونه زشتى ، از در و دیوار آن مى بارید.

ادامه مطلب...
 

دو فرمان خطرناک نمرود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

براى آن که نطفه ابراهیم علیه السلام منعقد نشود، نمرود فرمانى صادر کرد که زنان را از شوهرانشان جدا سازند و به طور کلى آمیزش زن و مرد غدقن گردد تا بدین وسیله از انعقاد نطفه آن پسر خطرناک (در آن سال ) جلوگیرى شود.
این فرمان اجرا شد و مامورین و دژخیمان آشکار و نهان نمرود همه جا را تحت کنترل شدید خود درآوردند و براى اینکه این فرمان به طور دقیق اجرا شود زنان را در شهر نگه داشتند و مردان را به خارج از شهر فرستادند.

ادامه مطلب...
 

تولد ابراهیم در غار و سیزده سال زندگى مخفى او

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

شب و روز همچنان مى گذشت . هفته ها و ماهها به دنبال هم گذر مى کرد، و به همین ترتیب ولادت ابراهیم علیه السلام نزدیک مى شد. مادر قویدل و شجاع ابراهیم علیه السلام همواره در این فکر بود که هنگام زایمان کجا رود و چگونه فرزندش را از گزند جلادان حفظ نماید؟!

ادامه مطلب...
 

بیرون آمدن ابراهیم از غار و گفتگویش با گروهى از مشرکان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

جالب این که ابراهیم علیه السلام در این مدتى که در غار بود، به لطف خدا از نظر جسمى و فکرى رشد عجیبى کرده بود. سیزده ساله بود، قد و قامت بلندى داشت که در ظاهر بیست ساله نشان داده مى شد. فکر درخشنده و عالى او نیز همچون فکر مردان کاردان و هوشمند و با تجربه کار مى کرد. یک روز مادر به دیدارش آمد و مدتى در کنار پسر نوجوانش بود. هنگام خداحافظى همین که خواست از غار بیرون آید، ابراهیم دامن مادر را گرفت و گفت : (( مرا نیز با خود ببر، ماندن در غار بس است . اینک مى خواهم در جامعه باشم و با مردم زندگى کنم . ))

ادامه مطلب...
 

معاد و زنده شدن مردگان در برابر چشم ابراهیم علیه السلام

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ابراهیم علیه السلام همچنان در صحرا و بیابان ، کنار کوهها سیر مى کرد و با دیدار پدیده هاى آفرینش و شگفتى هاى جهان ، خداشناسى خود را تکمیل مى کرد و به خوبى مى آموخت که :

برگ درختان سبز از نظر هوشیار
هر ورقش دفترى است معرفت کردگار

ادامه مطلب...
 

دعوتهاى مختلف و پى گیر ابراهیم از آزر، سرپرست خود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ابراهیم در همان سن و سال نوجوانى به مقام پیامبرى رسید و پس از بیرون آمدن از غار؛ سیر و سیاحت در صحراى ، کوه و دریا و تکمیل معاد و خداشناسى و رسیدن به مقام نبوت (۹۹) آماده شد که وارد شهر بابل گردد. شهرى که غرق در فساد و انحراف بود و از در و دیوار آن ناپاکى و پلیدى مى بارید. بت پرستى و نمرودپرستى و استعمار و استثمار در همه جاى آن دیده مى شد.

ادامه مطلب...
 
صفحه 1 از 4

حاضرین در سایت

ما 63 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

قطعه ایی از بهشت

You must have Flash Player installed in order to see this player.

تبادل لینک