یا مجیر



مبارزه بى امان نوح علیه السلام با بت پرستى

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

هنگامى که نوح علیه السلام به پیامبرى مبعوث شد، جهان غرق در خرافات ، بت پرستیها، آلودگیها و انحرافات گوناگون بود. مردم داراى انواع بتها و براى هر کدام نامى گذاشته بودند و با دلبستگى عجیبى آنها را مى پرستیدند و به آنها برکات و خوشبختى مى طلبیدند و در گرفتاریها به آنها پناه مى بردند.
روایت شده حضرت نوح علیه السلام پیکر مطهر آدم علیه السلام را در کوه هند (در میان قبرى به طور امانت ) نهاده بود و از آن نگهبانى مى کرد تا کافران به عنوان پرستش ، قبر آدم علیه السلام (احقاف / ۳۵) را طواف نکنند، شیطان به کافران چنین القا کرد: (( اینها (نوح و قبیله اش ) افتخار مى کنند که از فرزندان آدم هستند، ولى شما از فرزندان آدم نیستید، من به شما بگویم که آدم ، جسدى بیش نیست ، من همانند آن را براى شما درست مى کنم ، آنگاه آن را طواف کنید. )) سپس پنج عدد بت ساخت و آنها را به به پرستش آن بت وادار کرد، نام آنها عبارت بود از: ود، سواع ، یغوث ، یعوق و نسر (۲۱) به ترتیب این بتها تا عصر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله باقى ماندند و مورد پرستش قبایل مختلف قرار گرفتند. (۲۲)
خداوند متعال حضرت نوح علیه السلام را براى نجات آنها از چنگال جهل و خرافه پرستى به سوى آنها فرستاد.
حضرت نوح علیه السلام با بیانى روشن و روان ، گفتارى منطقى و دلنشین ، سخنانى مهرانگیز و شیوا، آنها را به سوى خداى یکتا دعوت مى کرد و به سوى پاداش الهى فرا مى خواند و از عذاب الهى برحذر مى داشت ، ولى آنها از روى نادانى و تکبر و غرور، هرگز حاضر نبودند سخن نوح علیه السلام را بشنوند و از بت پرستى دست بردارند.
حضرت نوح علیه السلام با تحمل و استقامت پى گیر، شب و روز با آنها صحبت کرد و با رفتارها و گفتارهاى گوناگون آنان را به سوى خداوند بى همتا دعوت نمود و همه اصول و شیوه هاى صحیح را در دعوت آنها به کار برد و همچون طبیبى دلسوز به بالین آنها رفت و پستى و آثار زشت بت پرستى را براى آنها شرح داد و خطر سخت این بیمارى را به آنها گوشزد نمود، ولى گفتار منطقى و سخنان دلپذیر حضرت نوح علیه السلام هیچ گونه اثرى در دل سیاه آنها نگذاشت . به قول سعدى شیرازى :

بر سیه دل چه سود خواندن وعظ
نرود میخ آهنین بر سنگ

به فرموده قرآن ، آنها در برابر دعوت نوح علیه السلام مى گفتند:
لا تذرن الهتکم و لا تذرن ودا و لا سواعا و لا یغوث و یعوق و نسر: (۲۳)
دست از خدایان و بتهاى خود برندارید (به خصوص ) بتهاى ود، سواع ، یغوث ، یعوق و نسر را رها نکنید.
سالها از دعوت حضرت نوح علیه السلام گذشت ، ولى در این مدت هیچ کس به جز چند نفر به عدد شماره انگشتان ، آن هم از طبقه پایین اجتماع به آن حضرت ایمان نیاوردند و نوح علیه السلام بى آنکه خسته شود همچنان فریاد مى زد:
ان لا تعبدوا الا الله انى اخاف علیکم عذاب یوم الیم : (۲۴)
جز خداى یکتا و بى همتا را پرستش نکنید، زیرا بر شما از عذاب روز دردناکى مى ترسم !
اشراف کافر قوم نوح علیه السلام نزد آن حضرت آمده و در پاسخ دعوت او مى گفتند: (( ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى بینیم ، و کسانى را که از تو پیروى کرده اند جز گروهى ارازل ساده لوح نمى نگریم و تو هیچ گونه نسبت برترى به ما ندارى ، بلکه تو را دروغگو مى دانیم . ))
نوح علیه السلام در پاسخ آنها گفت : (( اگر دلیل روشنى از پروردگارم داشته باشم و از نزد خودش رحمتى به من داده باشد - و به شما مخفى مانده - آیا باز هم رسالت مرا انکار مى کنید؟ اى قوم من ! من به خاطر این دعوت ، اجر و پاداشى از شما نمى خواهم ، اجر من تنها بر خداست و من آن افراد اندک را که به خداى من ایمان آورده اند به خاطر شما ترک نمى کنم ، چرا که اگر آنها را از خود برانم ، در روز قیامت در پیشگاه خدا از من شکایت خواهند کرد، ولى شما (اشراف ) را قومى نادان مى نگرم . ))

گاه مى شد که حضرت نوح علیه السلام را آن قدر مى زدند که به حالت مرگ بر زمین مى افتاد، ولى وقتى که به هوش مى آمد و نیروى خود را باز مى یافت ، با غسل کردن ، بدن را شستشو مى داد و سپس نزد قوم مى آمد و دعوت خود را آغاز مى کرد، به این ترتیب ، آن حضرت با مقاومت خستگى ناپذیرى ، به مبارزه بى امان خود ادامه مى داد. (۲۵)

 

حاضرین در سایت

ما 56 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

قطعه ایی از بهشت

You must have Flash Player installed in order to see this player.

تبادل لینک

صفحه اصلی پيامبران اولولعزم حضرت نوح مبارزه بى امان نوح علیه السلام با بت پرستى