فرعون پس از مشاوره و گفتگو با درباریان و ساحران ، دو تصمیم خطرناک گرفت : نخست اینکه فرمان داد در شبى که منجمین و ساحران ، آن شب را به عنوان شب انعقاد نطفه کودک موعود (موسى ) مشخص کرده بودند، زنان از همسرانشان جدا گردند.
این فرمان اعلام شد و در همه جا کنترل شدیدى به وجود آمد مردان از شهر بیرون رفتند و زنان در شهر ماندند و هیچ همسرى جرات نداشت با همسر خود تماس بگیرد. ولى در نیمه همان شب ، یوکابد، نزد همسرش عمران ، که در کنار کاخ فرعون به نگهبانى اجبارى اشتغال داشت (۱۴۵) آمد و آن دو با همبستر شدند و نطفه موسى علیه السلام منعقد گردید.
عمران به همسرش گفت : (( مثل اینکه تقدیر الهى این بود که آن کودک موعود از ما پدید آید، این راز را پنهان دار و در پوشیدن آن بکوش که وضع بسیار خطرناک است . ))
یوکابد با شتاب و نگرانى از کنار شوهر دور شد و در پوشاندن راز، کوشش بسیار کرد. (۱۴۶)
دومین تصمیم فرعون کشتن نوزادان پسر بود که به طور وسیع و بسیار خطرناک تر از تصمیم نخست اجرا شد. از دربار فرعون خطاب به عموم مردم ، این اعلامیه صادر گردید: (( همه ماموران و قابله ها باید در میان بنى اسرائیل ، مراقب اوضاع باشد هرگاه پسرى از آنها به دنیا آمد، بى درنگ سر از بدن او جدا کنند و او را بکشند، ولى دختران را براى کنیزى نگه دارند. ))
به دنبال این اعلامیه ، جلادان خون آشام حکومت فرعون به جان مردم افتادند. تمام زنهاى باردار تحت مراقبت شدید قرار گرفتند.
قابله ها از هر سو زنان را کنترل مى کردند. در این گیر و دار، شکم بسیار از زنان شکافته شد و بسیارى از نوزادان در رحم مادرنشان بودند بر اثر فشار و لگد زدن ماموران سنگدل سقط شدند و کشتن نوزادان پسر به هفتاد هزار نفر رسید. (۱۴۷)



