یا مجیر



داستانهاى حضرت موسى عليه السلام

تعبیر خواب وحشتناک فرعون

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

فرعون (رامسیس دوم ) طاغوت خودسر و مغرور مصر بود. او مردم را به دو طبقه مستضعف و مستکبر (بردگان و اشرافیان ) به نام سبطیان و قبطیان ، تقسیم نموده بود. قبطیان همان فرعونیان بودند که در اطراف فرعون به هوسبازى و عیش و نوش و ظلم و ستم سرگرم بودند و همه اختیارات کشور در دست آنها بود.

ادامه مطلب...
 

کنترل شدید براى جلوگیرى از تولد نوزاد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

فرعون پس از مشاوره و گفتگو با درباریان و ساحران ، دو تصمیم خطرناک گرفت : نخست اینکه فرمان داد در شبى که منجمین و ساحران ، آن شب را به عنوان شب انعقاد نطفه کودک موعود (موسى ) مشخص کرده بودند، زنان از همسرانشان جدا گردند.

ادامه مطلب...
 

ولادت موسى علیه السلام و امداد غیبى در نگهدارى او

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

هنگام ولادت موسى علیه السلام هرچه نزدیکتر مى شد مادر موسى ، نگرانتر مى گردید و همواره در این فکر بود که چگونه پسرش را از دست جلادان فرعون حفظ کند.
امداد و لطف الهى موجب شد که آثار حمل در یوکابد، مادر موسى علیه السلام چندان آشکار نباشد، از سوى دیگر یوکابد با قابله اى دوست بود و آن قابله به خاطر دوستى ، حمل مادر موسى را گزارش نمى داد.

ادامه مطلب...
 

انداختن موسى علیه السلام به نیل و راه یافتن او به خانه فرعون

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

مادر موسى علیه السلام طبق الهام الهى ، تصمیم گرفت کودکش را به دریا بیفکند. به طور محرمانه سراغ یک نفر نجار مصرى که از فرعونیان بود آمد و از او درخواست یک صندوقچه کرد. نجار گفت : صندوقچه را براى چه مى خواهى ؟ یوکابد که زبانش به دروغ عادت نکرده بود، گفت : (( من از بنى اسرائیل ، نوزاد پسرى دارم ، مى خواهم نوزادم را در آن مخفى نمایم . ))

ادامه مطلب...
 

موسى علیه السلام در خانه فرعون

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

در زمان به دنیا آمدن موسى علیه السلام ، فرعون بر مصر حکومت مى کرد. او همسرى به نام (( آسیه )) داشت (۱۵۵) و آنها تنها فرزندانش یک دختر (به نام انیسا) بود که او نیز به بیمارى شدید و بى درمان (( برص )) مبتلا بود و همه طبیبهاى آن عصر از درمان او، درمانده شده بودند.

ادامه مطلب...
 

موسى علیه السلام در صحنه و کشته شدن ستمگرى به دست او

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

هنگامى که موسى علیه السلام به حد رشد و بلوغ رسید، روزى وارد شهر (مصر) شد و در بین مردم عبور مى کرد، دید دو نفر گلاویز شده اند و همدیگر را مى زنند و یکى از آنها از بنى اسرائیلى و دیگرى (( قبطى )) یعنى از فرعونیان بود. در این هنگام بنى اسرائیلى از موسى استمداد نمود.

ادامه مطلب...
 

موسى علیه السلام در شهر مدین و ازدواج او

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

موسى علیه السلام بدون توشه راه ، با پاى پیاده به سوى مدین روانه شد و فاصله بین مصر و مدین را در هشت شبانه روز پیمود. در این مدت غذاى او سبزیهاى بیابانى بود و بر اثر پیاده روى پاهایش آبله کرد. هنگامى که به نزدیک مدین رسید گروهى از مردم را در کنار چاهى دید که از آن چاه با دلو آب مى کشیدند و چهارپایان خود را سیراب مى کردند. در کنار آنها دو دختر را دید که مراقب گوسفندان خود هستند و به چاه نزدیک نمى شوند. نزد آنها رفت و گفت : (( چرا کنار ایستاده اید؟ چرا گوسفندان خود را آب نمى دهید؟ ))

ادامه مطلب...
 

چوپانى مهربان !

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

روزى حضرت موسى علیه السلام در صحرا و دامنه کوه به چراندن گوسفندها سرگرم بود، یکى از گوسفندان از گله خارج شد و تنها به سوى بیابان دوید. موسى به طرف او رفت تا او را گرفته و برگرداند. همین طور که به دنبال گوسفند مى رفت از گله فاصله زیادى گرفت .

ادامه مطلب...
 
صفحه 1 از 3

حاضرین در سایت

ما 61 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

قطعه ایی از بهشت

You must have Flash Player installed in order to see this player.

تبادل لینک