
فلسفه و حکمت عزاداری را می توان در امور ذیل، رهیابی کرد:
محبت و دوستى:
ابتدا باید معناى حب روشن شود و سپس تعریف حب اهل بیت و ائمه اطهار(ع). حب؛ یعنى، رغبت و میل انسان به چیزى ،اگر این میل باطنى و رغبت دل به چیزى شدید و قوى شود آن را عشق مىنامند (با استفاده از مجمع البحرین، طریحى، ج ۲، ماده حبب)
تعریف حب اهل بیت(ع) را باید از قرآن و روایات اخذ کرد. قرآن و روایات، دوستی خاندان رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) را بر مسلمانان واجب کرده است.
سوره شوری آیه ۲۳
«ذلک الذی یبشر الله عباده الذین آمنوا و عملوا الصالحات قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربى و من یقترف حسنه نزد له فیها حسنا ان الله غفور شکور»
«این همان چیزى است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نوید مىدهد! بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم ( اهل بیتم); و هر کس کار نیکى انجام دهد ، بر نیکى اش مىافزاییم; چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است».
در روایتى، رسول اکرم (ص) نیز مى فرمایند:
«لا یؤمن احدکم حتى اکون احب الیه من ولده و والده و الناس اجمعین »؛
هیچ بندهاى ایمان ندارد، مگر این که من نزد او از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوبتر باشم ( میزان الحکمه، ج ۲، ص ۲۳۶ )
حضرت ابتدا اصل ایمان را مشروط به حب خود مىداند و سپس در ضمن آن حب خود را توضیح مىدهد.
در روایتى دیگر حضرت براى حب خود مرتبه بالاترى را مىفرمایند:
«لایومن عبد حتى اکون احب الیه من نفسه ویکون عترتى احب الیه من عترته و یکون اهلى احب الیه من اهله و یکون ذاتى احب الیه من ذاته»؛
هیچ بندهاى ایمان نداردمگر این که من نزد او از خودش محبوبتر باشم و ذریه من پیش او از ذریه خودش محبوبتر باشد و اهل من پیش او از اهل خودش محبوبتر باشد و ذات من پیش او از ذات خودش محبوبتر باشد. ( میزان الحکمه، ج ۲، ص ۲۳۶ )
در این روایت نیز حضرت، شرط ایمان را حب خود و اهل بیت خود مىداند و هم تنها به مرتبه پایین حب اکتفا نمىکنند؛ بلکه مرتبه بالاى آن را مىفرماید؛ زیرا یک انسان طبیعى و عادى، خودش پیش خودش از همه محبوبتر است. سپس فرزندان و سپس نزدیکان؛ ولى انسان فوق طبیعى وقتى در حب کسى به مرتبه بالاى آن مىرسد، آن کس را بر خود و فرزندان، نزدیکان و همه ترجیح مىدهد و این همان مرتبه شدید و قوى حب است که به آن «عشق» میگویند. بنابراین حب اهل بیت و ائمه اطهار(ع) باید در این حد اعلا باشد و اگر هر اندازه از این حد پایینتر باشد، به همان اندازه ایمان نقص و کاستى دارد.
به عبارت دیگر درجات ایمان با درجات حب به پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) سنجیده مىشود.
روشن است که دوستی لوازمی دارد و محبّ صادق، کسی است که شرط دوستی را - چنان که باید و شاید - به جا آورد. یکی از مهم ترین لوازم دوستى، هم دردی و هم دلی با دوستان در مواقع سوگ یا شادی آنان است؛ از این رو در احادیث، بر برپایی جشن و سرور در ایام شادی اهل بیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است.
قال علی علیه السلام:
(( انّالله اختارنا واختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون أموالهم و أنفسهم فینا اولئک منّا و الینا. ))
امام علی (ع) فرمودند:
همانا خداوند برای ما شیعیان و پیروانی برگزید است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷ )
امام صادق (ع) فرمودند:
(( شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسؤوهم ما یسؤنا و یسرهم ما یسرنا )) ؛
«شیعیان ما پاره ای از خود ما بوده و از زیادی گل ما خلق شده اند؛ آنچه که ما را بدحال یا خوشحال می سازد، آنان را بدحال و خوشحال می گرداند». (امالى صدوق، ص ۳۰۵ )
این وظیفه ی عقلانی و شرعى، ایجاب می کند که در ایام عزاداری اهل بیت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ یعنى، با اشک، آه و ناله و زارى، از نظر خوراک، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم زده و از نظر پوشاک، با پوشیدن لباسی که از حیث جنس و رنگ و نحوه ی پوشش در عرف، حکایت گر اندوه و ناراحتی است، آشکار سازیم.
امام صادق(ع) به معاویه بن وهب فرمودند:
«عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دوری جویند تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد، و در حد لزوم به غذای معمول صاحبان مصیبت، سدّ جوع و عطش کنند» (تاریخ النیاحه الامام الشهید الحسین بن على، ج ۱، ص ۱۵۷-۱۵۹)
انسان سازى:
هدف از عزاداری ها ، ایجاد نوعی شناخت در افراد است. شرکت در مجالس عزاداری نوعی شعور و شور همراه با شناخت در افراد شرکت کننده بر می انگیزد . کسانی که در این مجالس شرکت می کنند از لابلای مطالبی که گویندگان در وصف مناقب و فضایل و آرمان هایی که اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش در راه آن شهید شده اند ، در خود نوعی همدلی و همراهی احساس می کنند و آن حضرت را به عنوان الگو و سرمشق رفتاری خود قرار می دهند. در حقیقت برپایی مجالس عزاداری به عنوان ابزاری مهم در انسان سازی افراد شرکت کننده نقش اساسی و مهمی را بازی می کند .
فردی که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت می کند؛ شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم می آمیزد و در پرتو آن، انگیزه ای قوی در او پدیدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبی می شود که فعّال و شتابان، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.
به نظر می رسد که در رفتار جمعی مردم چون سیاه پوش شدنها، نصب پرچمهای سیاه و سینه زدنها و مانند آن ، باید غیر از عامل شناختی، به عوامل غیر شناختی چون احساس و عاطفه توجه داشت . ما در عزاداری ها می کوشیم تا به نوعی عاطفه خود را نشان دهیم و آن را به گونه ای مفید سامان دهی کنیم . هدف از عزاداری می تواند تقویت بعد احساسی باشد. اگر این عواطف و احساسات ، تقویت شوند، آن گاه میتواند در ما آثار مفید و سازنده به جا گذارد. مثلا دیدن دستجات سینه زنی در عزای یکی از پیشوایان دینی و مخصوصاً رؤیت مراسم عزاداری برای سالار شهیدان، امام حسین ـ علیه السّلام ـ از عوامل مهم تحریک عواطف و احساسات انسان است و معرفت عینی به انسان میبخشد.
جامعه سازى:
جامعه سازی و انتقال فرهنگ شیعی از دیگر کارکردهای عزاداری واقعی و درست است . عزاداری بر اهل بیت (ع) در واقع با یک واسطه زمینه را برای حفظ آرمان های آنان و پیاده کردن آن فراهم می آورد . از سویی اگر عزاداری به صورت درست و واقعی آن برگزار شود می تواند به مهم ترین عامل انتقال آموزه های نظری و عملی آن امام همام (ع) عمل کند.
هنگامی که مجلس عزادارى، موجب انسان سازى گشت؛ تغییر درونی انسان به عرصه جامعه نیز کشیده می شود و آدمی می کوشد تا آرمان های اهل بیت(ع) را در جامعه حکم فرما کند. به همین دلیل می توان گفت: یکی از حکمت های عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوی ارائه شده از سوی اسلام است.
انتقال دهنده فرهنگ شیعی به نسل بعد:
به نظر می رسد نقش و کارکردی دیگری که می توان برای عزاداری در نظر گرفت ، نقش بازسازی هویتی و انتقال فرهنگ شیعی در نسل آینده است..
استاد شهید مرتضی مطهری (ره) نیز در مورد علت ترغیب پیشوایان دینی به اقامه عزای امام حسین (ع) میگوید : میدانیم که تکالیف شرعی بدون حکمت نیست، و منظور این نبوده که همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیامبر(ص) ، بلکه مقصود این است که داستان کربلا به صورت یک مکتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند.
آنجا که حوادث گذاشته هر جامعه میتواند در سرنوشت و آینده آن جامعه آثار عظیمی داشته باشد و تجدید آن خاطرهها، در واقع نوعی بازنگری و بازسازی آن حادثه است، تا مردم از آن جریان استفاده کنند. و اگر ماجرای کربلا نقش تعیین کننده ای در تاریخ اسلام داشته است، زنده نگهداشتن خاطره آن هم میتواند برای آینده ما مؤثر باشد، و در نتیجه جامعه ما را به سوی نیکیها و عدالت سوق دهد.
کسی نمی تواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکى، در مجالس عزاداری با فرهنگ اهل بیت(ع) آشنا می شوند. به راستی عزاداری و مجالس تعزیه، یکی از عناصر و عوامل برجسته ای است تا آموزه های نظری و عملی امامان راستین، به نسل های آینده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه برای تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایی آنان با گفتار و کردار اهل بیت(ع) است.



