فارس بن حاتم مردى منحرف و بدعتگزار بود که مردم که را فریب مى داد و آنها را در دیندارى خود تضعبف مى کرد. این خبر به امام هادى علیه السلام رسید.
جنید گوید: امام هادى علیه السلام به من دستور داد تا فارس بن حاتم را به قتل برسانم . مقدارى پول به من داد و فرمود: بااین پولها اسلحه اى خریدارى کن و به نزد من بیاور. من هم رفتم شمشیرى خریدم و به امام علیه السلام ارائه کردم . حضرت فرمود: این را برگردان و سلاح دیگرى خریدارى کن . من هم شمشیر را پس دادم و بجاى آن ساطورى را خریدارم کردم و به امام علیه السلام نشان دادم .
حضرت فرمود این خوب است .
را برداشتم و بسوى فارس رفتم و در حالى که بعد از نماز مغرب از مسجد بیرون مى آمد ساطور را محکم بر سر او زدم که افتاد و مرد و فورا ساطور را دور انداختم . مردم جمع شدند و مرا دستگیر کردند زیراکسى جز من آنجا نبود اما از آنجایى که سلاح و چاقویى را با من ندیدند و اثرى از ساطور مشاهده نکردند مرا آزاد کردند.
