نهى از منکر امام جواد علیه السلام
محمد بن ریان گوید: مامون هر نیرنگى که داشت براى دنیاطلبى امام جواد علیه السلام بکار برد ولى نتیجه اى نگرفت . چون درمانده شد و خواست دخترش را براى زفاف نزد حضرت بفرستد، دویست دختر از زیباترین کنیزان را خواست و به هر یک از آنان جامى که در آن گوهرى بود داد تا وقت حضرت به کرسى دامادى نشیند به او تقدیم کنند اما امام علیه السلام به آنها توجهى نکرد.
ادامه مطلب...
مردى آوازه خوان و تارزن را که مخارق نام داشت و از ریش بسیار بلندى برخوردار بود طلبید و از او خواست تا کارى کند که امام جواد علیه السلام به امور دنیوى سر گرم شود. کمک به گرفتارانى بیکار بوده و دنبال کار مى گشت ، به فکرش رسید از امام جواد علیه السلام بخواهد تا براى او کارى انجام دهد، از این رو به اباهاشم داود بن قاسم گفت : وقتى نزد امام علیه السلام رفتى از او بخواه مرا به کارى گمارد. من هم وقتى یه محضر امام علیه السلام شرفیاب شدم خواستم در این باره با او صحبت کنم که دیدم غذا مى خورد و گروهى نیز نزد او هستند و نشد سخنى بگویم . شیوه سخن گفتن
روزى مامود به قصد شکار بیرون آمد و با جاه و جلال سلطانى عبور مى کرد، عده اى از بچه ها در راه بازى مى کردند و امام جواد علیه السلام هم که حدود یازده سال داشت در کنار آنها ایستاده بود. بچه ها که چشمشان به مامون و اطرافیانش افتاد از ترس فرار کردند اما آن حضرت از جاى خود حرکت نکرد.
ادامه مطلب...
مامون به او نزدیک شد و با یک نگاه آثار متانت و بزرگى را در چهره او مشاهده کرد. آنگاه به او گفت : چرا مانند بچه هاى دیگر فرار نکردى ؟ توبه به مصیبت زهرا(ذکر یا بن آدم ) گوید: در خدمت امام رضا علیه السلام بودم که حضرت جواد علیه السلام را که سن شریفش از چهار سال کمتر بود به محضر او آوردند آنگاه آن حضرت دست خود را بر زمین زد و سر مبارکش را به جانب آسمان بلند کرد و مدتى طولانى فکر کرد. عبادت به نیابت از ائمه علیه السلام
موسى بن قاسم گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم : خواستم به نیایت از شما و پدرت خانه را طواف کنم اما به من گفته شد به نیابت از اوصیاء، طواف کردن جایز نیست .
ادامه مطلب...
امام علیه السلام فرمود بلکه هر قدر مى توانى طواف کن و بدان که طواف از جانب اوصیا جایز است . سه سال از این ماجرا گذشت و با آن حضرت ملاقات کردم و عوض کردم : من سه سال پیش از شما اجازه خواستم تابه نیابت از شم او پدرت طواف کعبه کنم و شما هم اجازه دادید و من آنچه خواستم طواف کردم سپس چیزى به قلبم خطور کرد و مطابق آن عمل کردم . اظهار نظر جاهلانه درباره اسلام
على بن ابراهیم از پدرش نقل مى کند هنگامى که امام رضا علیه السلام به شهادت رسید با جمعى از شیعیان براى زیارت خانه خدا به مکه رفتیم و در این سفر به محضر امام جواد علیه السلام رسیدیم . در آنجا که بسیارى از شیعیان را دیدیم که از شهرهاى مختلف براى دیدار آن حضرت آمده بودند. در این هنگام عبداللّه بن موسى عموى امام جواد علیه السلام که پیر مردى بزرگوار و دانشمندان بود وارد مجلس شد. او لباس خشن به تن کرده بود و آثار سجده رد پیشانیش آشکار بود.
ادامه مطلب...
شیعه واقعىمردى با خوشحالى بر امام جواد علیه السلام وارد شد، امام علیه السلام به او فرمود: چرا تو از این گونه شادمان مى بینم ؟ صبر وپاداشپارچه اى را براى امام جواد علیه السلام ازشهر دیگرى مى آورند که از قیمت زیادى برخوردار بود. در بین راه دزدان سر راه آمدند و پارچه ها را به سرقت بردند. مسئول خرید پارچه حضرت را از ماجراى سرقت اموال او آگاه کرد. |