امام جعفر صادق (ع) حکایت فرمایند:
روزى در مراسم حجّ و طواف کعبه الهى ، زنى چون دیگر مسلمان ها مشغول طواف کردن بود، در حالتى که دستش از آستین عبایش بیرون و نمایان بود، که ناگاه مرد بوالهوسى
جدا شدن دست مرد از زن در کنار کعبهامام جعفر صادق (ع) حکایت فرمایند: ذکر فضائل اهل بیت (ع) و افشا کردن ماهیت معاویه در جمع بزرگان مکهسُلَیْم بن قیس و دیگر راویان حدیث آورده اند: برخورد امام حسین (ع) با مخالفانآورده اند روزى مروان بن حکم در جمع عدّه اى دهان به یاوه گوئى باز کرد؛ و به امام حسین (ع) گفت : چنانچه نسبتى با فاطمه دختر رسول خدا نمى داشتید، چگونه و به چه چیز بر ما بنى امیّه افتخار مى کردید؟ فخر ورزیدن امام حسین (ع) بر حضرت علی (ع) در روی دامان پیامبر (ص)روزى رسول خدا به همراه امام علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه علیهما در محلّى نشسته بودند، ناگهان حضرت ابا عبداللّه الحسین (ع)؛ که در سنین شش سالگى بودند وارد شدند. قنداق امام حسین (ع) و شفاى فطرس ملکمرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب امالى خود به نقل از امام جعفر صادق (ع) آورده است : درخشش پنجمین نور ایزدىصفیّه ، دختر عبدالمطلّب (ع) گوید: هنگامى که نوزاد را خدمت پیامبر (ص) آوردم ، حضرت او را تحویل گرفت ؛ بخشش همراه با تعلیم و تربیتدر کتاب مقتل آل الرّسول (ص) حکایت شده است : بخشش
(انس) گوید: نزد امام حسین (ع) بودم که کنیزى براو وارد شد و یک دسته گل به او تقدیم کرد.
ادامه مطلب...
امام حسین (ع) به او فرمود: تو را بخاطر خدا آزاد کردم . انس گوید: من گفتم : او یک دسته گل که ارزشی ندارد براى تو آورد آنگاه او را آزاد مى کنى ؟ دعوت فقرا به صزف غذا
روزی امام حسین (ع) از کنار فقرا عبور مى کردند که دیدند آنها سفره ای پهن کرده و تکه نانى در آن گذارده اند و مشغول خوردن هستند. حضرت به آنها سلام کرد و ایشان هم جواب سلام او را دادند. آنگاه آن ها امام (ع) را دعوت کردند تا باآنان غذا بخورد. امام (ع) هم کنار آنها نشست و فرمود:
ادامه مطلب...
بزرگوارى امام حسین (ع)شخصی به نام (عصام بن مصطلق) گوید: روزى به مدینه وارد شدم و حسین بن على (ع) را با قیافه اى جذاب مشاهده کردم و به شگفت آمدم آنکاه هر چه از حسادت نسبت به پدرش در دل داشتم آشکار کردم . گفتم : تو فرزند ابوتراب هستى ؟ جواب داد: آرى ، من هم او و پدرش را مورد بدگویى بسیار قرار دادم . |
|
مطالب بیشتر...
|
| صفحه 1 از 2 |