کمک به اندازه معرفت فقیر
روزى امام حسین علیه السلام در گوشه اى از مسجد پیامبر صلى اللّه علیه و آله نشسته بود. مردى عرب نزد او آمد و گفت : یابن رسول اللّه من باید یک دیه کامل بپردازم و توان اداى آن را ندارم . نزد خودم مى روم و از کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کمتر از اهلبیت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله نمى شناسم .
ادامه مطلب...
بخشش
(انس ) گوید: نزد امام حسین علیه السلام بود که کنیزى براو وارد شد و یک دستهگل به او تقدیم کرد.
ادامه مطلب...
امام علیه السلام به او فرمود: تو را بخاطر هخدا آزاد کردم . انس گوید: من گفتم : او یک دسته گل که بهائى ندارد براى تو آورد آنگاه او را آزاد مى کنى ؟ امام علیه السلام فرمود: خداوند این گونه ما را ادب کرده و رد قرآن فرموده است : دعوت فقرا به صزف غذا
رلوزسى امام حسین علیه السلام از کنار مساکین عبور مى کرد که دید پلاسى پهن کرده و تکه نانى بر گذارده اند و مشغول خوردن هستند. حضرت به آنها سلام کرد و ایشان هم جواب سلام او را دادند. آنگاه وى را دعوت کردند تا باآنها غذا بخورد. امام علیه السلام هم کنار آنها نشست فرمود: اگر غذاى شماصرقه نبود باشماهم غذا مى شدم . شپش فرمود: به منزل من بیاید. فقرا هم به متزل آن حضرت رفتند و امام علیه السلام به آنها غذا و لباس داد و
ادامه مطلب...
یزرگوارى امام حسین علیه السلام
شخصس به نام (عصام بن مصطلق ) گوید: روزى به مدینه وارد شدم و حسین بن على علیه السلام را با قیافه اى جذاب کشاهده کردم و به شگفت آمدم آنکاه هر چه از حسادت نسبت به پدرش در دل داشتم آشکار کردم . گفتم : تو فرزند ابوتراب هستى ؟ جواب داد: آرى ، من هم او و پدرش را مورد برگوئى بسیار قرار دادم .
ادامه مطلب...
آنگاه (زروى عطوفت و مهربانى به من نگاه کرد و این آیات را تلاوت کرد: صلح طلبى
در بین امام حسین علیه السلام و برادرش محمد حنفیه نزاعى پیش آمد. محمد حنفیه نامه اى به او نوشت و در آن نامه آورد: اى برادر! پدر من و تو على علیه السلام است ، بنابراین نه تو از این جهت بر من فضیلت دارى و نه من بر تو فضیلتى دارم . اما مادر تو فاطمه علیه السلام دختر رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله است و اگر سراسر زمین پر ازطلااز آن مادر من باشد هرگز بامادرى تو برابرى نمى کند. پس هنگامى که نامه مرا خواندى نزد من آى تا مرا راضى گردانى که نو به فضل و برترى شایسته ترى . والسلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته .
ادامه مطلب...
عفو بخشش
یکى از غلامان امام حسین علیه السلام مرتکب لافى شد و امام علیه السلام دستور داد او را تازیانه زنند.
ادامه مطلب...
غلام گفت : اى مولاى من قرآن مى فرماید: (الکاظمین الغیظ) (مومنین غضب خود را فرو مى نشانند) حضرت فرمود: رهایش کنید. غلام ادامه داد: ( والعافین عن الناس ) (خطاى مردم رامى بخشند.) سلام مقدم استمردى به امام حسین علیه السلام رسید و قبل از هرچیز گفت : حالت چطور است ، خداوند سلامتى دهد. ترک درخواست از دیگرانمردى نزد امام حسین علیه السلام آمد و درخواستى کرد. حضرت در پاسخ او فرمود: درخواست کردن کار خوبى نیست مگر براى پرداخت غرامت سنگین ، یابینوائى خاک نشین ، یا تعهد مالى سنگین . یکى به بدانشخصى در محضر امام حسین علیه السلام گفت : نیکى کردن به نااهل ضایع مى شود. رد غیبتشخصى نزد امام حسین علیه السلام دیگرى را مورد غیبت قرار داد.حضرت فرمود: دست از غیبت برادر که نان خورش سگها جهنم اسست . |
|
مطالب بیشتر...
|
| صفحه 1 از 2 |