یا مجیر



قصه هاى زندگى امام حسين (ع)

جدا شدن دست مرد از زن در کنار کعبه

امام جعفر صادق (ع) حکایت فرمایند:
روزى در مراسم حجّ و طواف کعبه الهى ، زنى چون دیگر مسلمان ها مشغول طواف کردن بود، در حالتى که دستش از آستین عبایش بیرون و نمایان بود، که ناگاه مرد بوالهوسى

ادامه مطلب...
 

ذکر فضائل اهل بیت (ع) و افشا کردن ماهیت معاویه در جمع بزرگان مکه

سُلَیْم بن قیس و دیگر راویان حدیث آورده اند:
هنگامى که خلافت و حکومت به دست معاویه رسید، از انواع شکنجه ها و جسارت ها نسبت به شیعیان امام علىّ (ع) و ذرارى فاطمه زهراء (ع) هیچ دریغ نمى کرد.و همچنین دین مقدّس اسلام و احکام الهى و نیز قرآن بازیچه بنى امیّه و بوالهوسان فرصت طلب قرار گرفت،

ادامه مطلب...
 

برخورد امام حسین (ع) با مخالفان

آورده اند روزى مروان بن حکم در جمع عدّه اى دهان به یاوه گوئى باز کرد؛ و به امام حسین (ع) گفت : چنانچه نسبتى با فاطمه دختر رسول خدا نمى داشتید، چگونه و به چه چیز بر ما بنى امیّه افتخار مى کردید؟

ادامه مطلب...
 

فخر ورزیدن امام حسین (ع) بر حضرت علی (ع) در روی دامان پیامبر (ص)

روزى رسول خدا به همراه امام علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه علیهما در محلّى نشسته بودند، ناگهان حضرت ابا عبداللّه الحسین (ع)؛ که در سنین شش سالگى بودند وارد شدند.
پس حضرت رسول (ص) او را در آغوش گرفت ، و بر پیشانى و لب هایش بوسه زد؛ و وى را بر دامان خویش نشانید.

ادامه مطلب...
 

قنداق امام حسین (ع) و شفاى فطرس ملک

مرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب امالى خود به نقل از امام جعفر صادق (ع) آورده است :
هنگامى که حضرت ابا عبداللّه الحسین (ع) تولّد یافت ، خداوند متعال جبرئیل (ع) را مامور گردانید تا به همراه یک هزار ملائکه بر زمین فرود آیند و رسول اللّه (ص) را بر ولادت نوزادش تبریک و تهنیت گویند.

ادامه مطلب...
 

درخشش پنجمین نور ایزدى

صفیّه ، دختر عبدالمطلّب (ع) گوید:
هنگامى که امام حسین علیه السّلام تولّد یافت ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمودند: اى عمّه ! نوزادم را نزد من بیاور، که خداوند او را نظیف و تمیز گردانیده است .

هنگامى که نوزاد را خدمت پیامبر (ص) آوردم ، حضرت او را تحویل گرفت ؛

ادامه مطلب...
 

بخشش همراه با تعلیم و تربیت

در کتاب مقتل آل الرّسول (ص) حکایت شده است :
روزى یک نفر عرب بیابان نشین به محضر مبارک حضرت اباعبداللّه الحسین (ع) شرفیاب شد و اظهار داشت :
اى پسر رسول خدا! من دیه کامله اى را تضمین کرده ام ؛ ولیکن از پرداخت آن ناتوانم

ادامه مطلب...
 

بخشش

(انس) گوید: نزد امام حسین (ع) بودم که کنیزى براو وارد شد و یک دسته گل به او تقدیم کرد.
امام حسین (ع)
به او فرمود: تو را بخاطر خدا آزاد کردم .
انس گوید: من گفتم : او یک دسته گل که ارزشی ندارد براى تو آورد آنگاه او را آزاد مى کنى ؟

ادامه مطلب...
 

دعوت فقرا به صزف غذا

روزی امام حسین (ع) از کنار فقرا عبور مى کردند که دیدند آنها سفره ای پهن کرده و تکه نانى در آن گذارده اند و مشغول خوردن هستند. حضرت به آنها سلام کرد و ایشان هم جواب سلام او را دادند. آنگاه آن ها امام (ع) را دعوت کردند تا باآنان غذا بخورد. امام (ع) هم کنار آنها نشست و فرمود:

ادامه مطلب...
 

بزرگوارى امام حسین (ع)

شخصی به نام (عصام بن مصطلق) گوید: روزى به مدینه وارد شدم و حسین بن على (ع) را با قیافه اى جذاب مشاهده کردم و به شگفت آمدم آنکاه هر چه از حسادت نسبت به پدرش در دل داشتم آشکار کردم . گفتم : تو فرزند ابوتراب هستى ؟ جواب داد: آرى ، من هم او و پدرش را مورد بدگویى بسیار قرار دادم .

ادامه مطلب...
 
صفحه 1 از 2

حاضرین در سایت

ما 40 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

قطعه ایی از بهشت

You must have Flash Player installed in order to see this player.

تبادل لینک

صفحه اصلی قصه هاى تربيتى قصه هاى زندگى امام حسین (ع)